الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

70

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

انسان ايجاد مىكند ، به اين حالت « حميت » گويند . در كتاب التحقيق فى كلمات القرآن الحكيم ، نيز آمده كه : « حميت » به معنى شدت حرارت و علاقه و تعصب در دفاع از خود و تكبر و خود برتربينى است . « 1 » اين آيه از آياتى است كه در جريان صلح حديبيه نازل شده است ، توضيح اينكه در سال ششم هجرت كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به قصد عمره آماده زيارت خانه خدا شد ، مشركان مكه مانع ورود پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) و مسلمانان به مكه شدند ، و تعصب جاهليت به آنان اجازه نداد كه حتّى قوانين مسلّم خود را ، داير به آزادى زيارت خانه خدا براى همگان محترم شمارند ، آنها با اين عمل ، هم احترام خانه خدا و هم سنتهاى خويش را زير پاگذاردند . اضافه « حميت » به « جاهليت » از قبيل به اصطلاح اضافه « مسبب » به « سبب » است ؛ زيرا هميشه تعصبها و لجاجتها و خشمهاى آتشين از جهل برمىخيزد ، زيرا فرصت عاقبت‌انديشى را نداده و اجازه نمىدهد ، كه انسان فكركند شايد اشتباه مىكند ! على ( عليه السلام ) مىفرمايند : « العِلْمُ اصْلُ كلِّ خير . . . و الجهلُ اصلُ كُلّ شَرّه » : « علم ريشه هر خير ، و جهل ريشه هر شرّى است » . « 2 » 11 - جهل عامل تقليد كوركورانه است . إِذْ قَالَ لِابِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِى أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ - قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ - قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَال مُّبِين : « به خاطر بياوريد ) هنگامى را كه ابراهيم ( عليه السلام ) به پدرش ( عمويش آزر ) و قوم او گفت : اين مجسمه‌هاى بىروحى را كه شما پيوسته پرستش مىكنيد ، چيست ؟ گفتند : ما پدران خود را ديديم كه آنها را عبادت مىكنند . گفت : مسلماً شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى

--> ( 1 ) . « هى شدة الحرارة و العلاقة و التعصب فى الدفاع عن نفسه و التعفف و الترفّع » ( ماده حمى ) . ( 2 ) . غرر الحكم ، صفحه 20 و 21 . .